و در جاده زندگی قدم می زنم
من زنده ام و زندگی
ارزش رفتن دارد
آن قدر می روم
تا صدای قدم هایم
گوش ناامیدی را کر کند
خوب می دانم که گاهی کفش هایم
پاهایم را می زنند
می فشارند و به درد می آورند
اما من همچنان خواهم رفت
زیرا زندگی ارزش لنگام لنگان رفتن را نیز دارد
برچسب: امید,
نویسنده: روژان اسدیان